نیازمندی آزمایشگاه های ایران (لب تل)
اخبار استخدامی آزمایشگاه، خرید و فروش مواد و تجهیزات آزمایشگاهی
شنبه 30 فروردین 1393 :: 19:31 :: نويسنده : labtel

 واکسن­های نانو ذره­ای[1]

امروزه نانوتکنولوژی این توان را به دانشمندان داده است که انواع نانوذره­ها را از نظر ترکیب، اندازه، شکل و خصوصیات سطحی که در زمینه پزشکی کاربرد دارد را طراحی کنند. نانوذرات به خاطر شباهت با اجزا سلول قادر به ورد به سلول­های زنده از طریق مکانیسم اندوسیتوز (به خصوص پینوسیتوز) هستند. در حقیقیت نانوذرات در حال ایجاد انقلابی در تشخیص و پیشگیری بیماری­ها هستند. ظهور ذرات شبه ویروسی (VLPs) و نانو­­ ذرات تجدید پذیر (مانند quantum dots و نانو ذرات مگنتیک) نشان دهنده تلاقی بیوتکنولوژی پروتئینی با نانوتکنولوژی غیرآلی بوده و یک زمینه مناسب برای پیشرفت نانوپزشکی فراهم می­کند (2).

استفاده از نانوتکنولوژی در واکسن­سازی بویژه در دهه گذشته افزایش چشمگیری داشته (شکل1) و باعث شکل­گیری رشته نانو­ واکسن[2] شده است. نانوذرات در هر دوی رویکردهای درمانی و پیشگیری به عنوان سیستم حمل کننده جهت افزایش پردازش آنتی­ژن و هم به عنوان ادجوانت کمک تحریکی برای فعال نمودن یا افزایش ایمنی استفاده شده­اند. استفاده از نانو واکسن به عنوان درمان بیشتر برای درمان سرطان­ها بکار رفته است و اخیراً برای درمان سایر بیماری­ها مانند آلزایمر مورد تحقیق قرار گرفته است.

نانو واکسن به عنوان عامل پیشگیری برای بیماری­های مختلفی استفاده شده است. تعدادی از نانو واکسن­های پیشگیری کننده برای انسان تایید شده­اند و بسیاری هم در مراحل کارآزمایی بالینی هستند (2).

 

شکل1: تعداد مقاله­های چاپ شده در زمینه نانوذرات و واکسن در Web of Science تا 29 جولای 2013

انواع نانو ذرات به ذراتی گفته می­شود که اندازه­ای بین 1 تا 100 نانومتر داشته باشند (شکل2).

 

4-1 انواع نانوذرات

1-4-1 نانوذرات پلیمری

انواع بسیاری از پلیمرهای سنتزی برای تهیه نانوذرات استفاده می­شوند، که از جمله می­توان به پلی D-L- لاکتید- کو- گلیکولید (PLG)، پلیD ،L-لاکتیک-کوکلیکولیک اسید (PLGA)، پلی g-گلوتامیک اسید (g-PGA)، پلی اتیلین گلیکول (PEG) و پلی استرن اشاره نمود. نانوذرات PLGAو PLG به خاطر سازگاری زیستی و تجزیه شدن زیستی بیشتر مورد بررسی قرار گرفته­اند. این نانوذرات پلیمری آنتی­ژن را به دام انداخته و آن را به سلول­های مشخص حمل نموده و یا به خاطر سرعت تجزیه پایین خود باعث آزاد شدن تدرجی آنتی­ژن می­شوند. از PLGA برای حمل آنتی­ژن­های متنوعی مانند پلاسمودیوم وایواکس به همراه منوفسفریل لیپید A (به عنوان ادجوانت)، ویروس هپاتیت B (HBV)، باسیلوس آنتراسیس و توکسوئید تتانوس استفاده شده است.

از پلیمرهای مانند پلی L-لاکتیک اسید (PLA)، PEG، PLGA و پلیمرهای طبیعی مانند پلی­ساکاریدها همچنین برای ساخت نانوذرات هیدروژل استفاده شده است. نانوذرات هیدروژل یک نوع از پلیمرهای مشبک سه بعدی آب دوست در اندازه نانو هستند. نانوژل­ها خواص خوبی از جمله انعطاف پذیری اندازه سوراخ­ها، سطح بزرگی برای اتصال­های چندگانه، محتوی آب بالاتر و ظرفیت نگهداری آنتی­ژن بیشتر دارند (2).

نانوژل­های کیتوزان به طور گسترده برای حمل آنتی­ژن­ها مانند زیر واحد زنجیره سنگین نروتوکسین تیپ A کلستریدیوم بوتولینوم به صورت واکسن داخل بینی و بدون ادجوانت بکار رفته­اند. نانوژل­های کیتوزان همچنین برای حمل آنتی­ژن نوترکیب NcPDI برای واکسیناسیون Neospora caninum بکار رفته است.

2-4-1 نانوذرات غیرآلی

بسیاری از نانوذرات غیرآلی برای استفاده در واکسن بررسی شده­اند. اگرچه بیشتر این نانوذرات قادر به تجزیه زیستی هستند، ولی مزیت آنها در ساختار محکم و سنتز قابل کنترل است. نانوذرات طلا (AuNPs) برای حمل واکسن حمل واکسن استفاده شده­اند. نانوذرات کربن نوع دیگری از نانوذرات هستند که برای حمل واکسن و داروها بررسی شده­اند. سیلیکا نانوذره دیگری است که برای نانوواکسن و طراحی سیستم­های حمل مناسب است (2).

 

2 پلیمرهای PLGA و ترکیب­های پلیمری

پلیمرهای سنتزی تجزیه پذیر زیستی[3] مانند PLGA به خاطر ساخت آسان و داشتن خصوصیات مورد نظر، توجه زیادی را در چند سال اخیر در تحقیقات به خود جلب نموده­اند. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) استفاده از PLGA را در انسان و حیوان تایید نموده است، و اخیراً این پلیمر در طیفی از محصولات بیومدیکال مانند ماتریکس­های حمل کننده[4] داروها و نخ بخیه به کار رفته است (1،10).

استفاده از PLGA به عنوان ماتریکس برای میکروذره­های[5] قابل تزریق در دهه 1980 توسعه یافت و بعد از آن تحقیقات در زمینه میکروذره­ها برای حمل داروهای درمانی و پیشگیری کننده (شامل آنتی­ژن­ها و تعدیل کننده­ها) شتاب قابل ملاحظه­ای گرفت. تحقیقات اخیر در زمینه واکسیناسیون PLGA بیشتر در زمینه ساخت ذره­های در اندازه نانومتر بوده تا ساختاری شبیه پاتوژن­ها ایجاد نموده و هم باعث بهبود حمل واکسن هدف­گذاری شده برای APCs جهت القاء پاسخ TH1 شود (1).

 

2-2 روش­های تهیه ذرات PLGA

سه روش معمول در تهیه نانو و میکروذره­های PLGA وجود دارد: که شامل ... ادامه دارد


[1] Nanoparticle vaccines

[2] Nanovaccinology

[3] Biodegradable

[4] Delivery matrices

[5] Microparticles

 

 

 

 

یکشنبه 03 فروردین 1393 :: 12:54 :: نويسنده : labtel

خانواده لاکتوباسیلاسه

خانواده لاکتوباسیلاسه بر اساس آنالیزهای فیلوژنتیک توالی ژن 16S rRNA شامل جنس­های لاکتوباسیلوس[2]، پارالاکتوباسیلوس[3] و پدیکوکوس[4] می باشد.

سلول­ها به شکل کشیده و باریک، و گاهی وقت­ها به صورت باسیل­های خمیده تا کوکوباسیل­های کورینه­فورم کوتاه یا کروی می­باشند. تشکیل زنجیره معمول می­باشد (به استثناء پدیکوکوس که تشکیل جفت یا تتراد می­دهد). این باکتری­ها اسپور تشکیل نداده، متابولیسم تخمیری داشته و هیدورلیز کننده اجباری قندها[5] هستند. حداقل نیمی از محصول نهایی کربن لاکتات می­باشد. سایر محصولات می­تواند استات، اتانول، CO2، فورمات یا سوکسینات باشد.

اکسیداز و سیتوکروم منفی هستند. کاتالاز معمولاً منفی می­باشد، اگرچه بعضی از سویه­ها ممکن است کاتالاز کاذب[6] تولید کنند.  نیازهای تغذیه­ای پیچیده دارند و به اسیدهای آمینه، پپتیدها، مشتق­های اسیدنوکلئویک، ویتامین­ها، نمک­ها، اسیدهای چرب یا استرهای اسیدهای چرب و کربوهیدرات­های قابل تخمیر نیاز دارند.

جنس لاکتوباسیلوس

سلول­ها از شکل بلند و باریک، گاهی باسیل خمیده تا باسیل کوتاه (اغلب به صورت کوکوباسیل کورینه­فورم) متغییر بوده و تشکیل زنجیره شایع می باشد. معمولا فاقد حرکت هستند، در صورت متحرک بودن دارای تاژک­های پری تریش هستند. اسپور تشکیل نداده و گرم مثبت می­باشند. بعضی از سویه­ها دارای اجسام قطبی[7] ، گرانول­های داخلی و یا یک ظاهر راه راه در رنگ آمیزی گرم یا متیلن بلو هستند.

متابولیسم تخمیری; هیدرولیز کننده اجباری قندها می­باشند. حداقل نیمی از محصول نهایی کربن لاکتات می­باشد. لاکتات معمولاً تخمیر نمی­شود. سایر محصولات می­تواند استات، اتانول، CO2، فورمات یا سوکسینات باشد.

بی­هوازی اختیاری; در کل رشد سطحی بر روی محیط جامد توسط شرایط بی­هوازی یا کاهش فشار اکسیژن و 5 الی 10 درصد CO2 افزایش می­یابد. شرایط کاملاً هوازی معمولاً مهارکننده رشد می­باشد (بعضی از سویه­ها برای جداسازی به شرایط بی­هوازی نیاز دارند.).

مطلب ادامه دارد ....

[1]Lactobacillaceae

[2]Lactobacillus

[3]Paralactobacillus

[4]Pediococcus

[5] saccharo-clastic

[6]pseudocatalase

[7]bipolar

 

یکشنبه 03 فروردین 1393 :: 09:41 :: نويسنده : labtel

سین­تروفی (Syntrophy)

میکروارگانیسم­ها از طریق تعامل داشتن با یکدیگر قادرند در جایگاه های (niche) در طبیعت ساکن شوند که در به صورت تنهایی قادر به ساکن شدن دراین محیط ها نیستند. یک شبکه پیچیده از برهمکنش ها بین گونه ها وجود دارد که ساختار اجتماعات میکروارگانیسم ها و نوع پاسخ آنها به تغییرات محیطی را مشخص میکند. یک نوع از برهمکنش های بین گونه ای همیاری (Mutualism) می باشد که در آن دو یا تعداد بیشتری گونه در یک شبکه به هم منفعت می رسانند. مثال های مختلفی از همیاری در طبیعت وجود دارد، برای مثال همیاری بین کرم های  نماتود و باکتری های اکسید کننده متان یا اکسید کننده سولفات باعث تداوم زندگی آنها در محل تراوش هیدروکربن های نفتی در اقیانوس می شود. ارتباط همیاری بین آرکی ها و باکتری ها باعث اکسید بی هوازی متان می شود. همیاری به خصوص در اجتماعات میکروبی که چندین گونه در تجزیه مواد آلی دخالت دارند، با اهمیت است (1).

لغت سین تروفی به معنی خوردن با همدیگر می باشد (7). سین تروفی یک شکل از همیاری میکروبی می باشد که بیشتر در ارتباط با تجزیه مواد آلی توسط اجتماعات میکروبی می باشد. در روابط سین تروفی انتقال متابولیت ها بین گونه ها برای رشد ضروری می باشد (1).

یک مثال سین تروفی حشرات مایت موجود در گرد و غبار خانه می باشند. این حشرات از سلولهای  پوست بدن انسان ها که در کف خانه می ریزد تغذیه می کنند. میکروارگانیسم های موجود در روده بزرگ گاو، سلولاز گیاهان خورده شده را تجزیه و به لیپید تبدیل می­کنند. بیشتر این لیپید­ها در روده بزرگ جذب می­شوند (9).

در واقع سین تروفی یک ارتباط خاص همیاری بین دو نوع باکتری متفاوت از نظر متابولیک می باشد که برای تجزیه یک ماده خاص به همدیگر وابسته هستند (به خصوص برای تامین انرژی) (2).

تعریفی دیگری از سین تروفی: رابطه همیاری یک تعامل مثبت بین میکروارگانیسم های مختلف می­باشد که هر دو طرف از آن سود می­برند. شکلی از همیاری که بر اساس ارتباط تغذیه ای می باشد به عنوان سین تروفی شناخته می شود. در واقع در سین تروفی دو میکروارگانیسم به صورت تعاونی و مشارکت یک مواده غذایی را مصرف می کنند که به صورت تنهایی قادر به مصرف آن نیستند (4).

رابطه سین تروفی باکتری­ها با هم بیشتر در محیط­های بی­هوازی رخ می­دهد. در سین­تروفی تجزیه مواد (مانند اسیدهای چرب) به محصولات  نهایی (مانند H2، فورمات، استات) تنها در صورتی رخ می­دهد که غلظت این محصولات پایین نگه داشته شود. پایین نگه داشتن غلظت این محصولات معولاً به کمک یک میکروارگانیسم دوم (معولاً یک متانوژن) انجام می­گیرد که این محصولات را مصرف می­کنند. به عنوان مثال تجزیه بوتیرات به هیدروژن و استات توسط باکتری Syntrophomonas wolfei در صورتی رخ می دهد که متابولیت­هایی مانند H2 توسط آرکی­باکترهای متانوژن مصرف شوند (شکل) (9).

این مطلب ادامه دارد.....

 

یکشنبه 03 فروردین 1393 :: 09:24 :: نويسنده : labtel

کمپیلوباکتر[1] باسیل گرم منفی، متحرک، بدون اسپور، شبیه بال مرغ دریایی[2]، غیر تخمیر کننده و به استثناء گونه­ی گراسیلیس[3] اکسیداز مثبت هستند. بیشتر گونه‏های این جنس میکرو آئروفیلیک بوده و در محیط آگار خوندار تحت شرایط میزان کم اکسیژن به آسانی رشد می­کنند. کمپیلوباکتر دارای 18 گونه و زیر گونه است. از بین گونه‏های مختلف کمپیلوباکتر، کمپیلوباکتر آپسالینسیس[4] ، کمپیلوباکتر ژژونی[5]، کمپیلوباکتر کولی[6] ، کمپیلوباکتر هیولی[7] ، کمپیلوباکتر لاری[8]، کمپیلوباکتر هلوتیکوس[9] ترموفیلیک هستند. دوز عفونی این میکروارگانیسم برای حیوانات و انسان پایین می­باشد.کمپیلوباکتر عامل یک بیماری مشترک بین انسان و حیوان است. این باکتری در طبیعت پراکندگی وسیعی داشته و فلور طبیعی دستگاه گوارش حیوانات اهلی و وحشی می‏باشد[1،3]. رایج ترین گونه‏های کمپیلوباکتر در منابع دامی و غذایی کمپیلوباکتر ژژونی، کمپیلوباکتر کولی، کمپیلوباکتر  لاری و کمپیلوباکتر آپسالينسیس هستند در حالی که کمپیلوباکتر ژژونی5 و کمپیلوباکتر کولی6 شایعترین گونه‏ها در ایجاد گاستروآنتریت در انسان می‏باشند[4].این باکتری را می‏توان غالباً از ماکیان، خوک، گاو، شیر خام و مدفوع مبتلایان به آنتریت جدا کرد. در هر سال حدود 2 میلیون موارد منتهی به مرگ به علت ابتلا به اسهال اتفاق می‏افتد. سالمونلا، شیگلا، کمپیلوباکتر سه عامل شایع اسهال­های باکتریایی در سراسر جهان هستند. از جمله افراد در معرض خطر، کودکان، افراد سالخورده و افرادی هستند که سیستم ایمنی ضعیفی دارند[5].

قدرت زیاد تهاجم به بافت، اتصال و کلونیزاسیون، وجود تاژک،LPS ، توکسین‏ها (انتروتوکسین و سیتوتوکسین­ها) و آنتی ژن­ها، فاکتورهای بیماریزایی کمپیلوباکترها می‏باشند[6]. علاوه برگاستروانتریت، کمپیلوباکتریوزیس در افرادی که دارایHLA B-27 هستند، احتمالاً منجر به سندرم گیلن باره[10] می‏گردد. این سندرم به علت واکنش متقاطع بین نوروگانگلیوزیدها و لیپوپلی ساکارید کمپیلوباکتر ژژونی تیپ  O:19 و کمپیلوباکتر آپسالینسیس اتفاق می‏افتد. این سندرم و آرتریت دو عارضه مهم و دیررس عفونت کمپیلوباکتر هستند[7].

این مطلب ادامه دارد.....


[1] Campylobacter                      

[2] Seagull wing                             6 C.coli

[3] C.gracilis                                    7 C.hyoli

[4] C.upsaliensis                             8 C.lari

5C.jejuni                                      9 C.helveticus          

[10] Guillain-Barre

 

پنج‌شنبه 15 اسفند 1392 :: 22:11 :: نويسنده : labtel

مقدمه

اسينه توباكترها (Acinetobacter)، كوكوباسيل هاي گرم منفي غير تخمير كننده اي هستند كه در طي سه دهه اخير به عنوان يكي از مهم ترين علل بروز عفونت هاي بيمارستاني مطرح شده است [12]. اندازه کلني بين 1 تا 2 ميلي متر، بدون پيگمان و صاف تا موکوئيدي است. اسينه توباکترها اکسيداز منفي هستند، توانايي احياي نيترات را ندارند، اندول منفي و کاتالاز مثبت هستند [13]. بر روي محيط آگار خون دار معمولا هموليز ايجاد مي کنند و در دماي 44 درجه سانتي گراد رشد مي نمايند در مرحله رشد لگاريتمي شکل باسيل دارند ولي در مرحله سکون به صورت کوکوباسيل ديده مي شوند اسينه توباکترها به طور وسيعي در طبيعت پراکنده مي باشند و در منابع آب و خاک به وفور يافت مي شوند [14].

اين باکتري در بروز عفونت هايي مثل پنوموني مرتبط با ونتيلاتور، عفونت هاي مجاري ادراري، باکتريمي، مننژيت و عفونت زخم نقش دارد. اين ارگانيسم قادر است در شرايط محيطي به خوبي دوام آورده و از طريق آلودگي سطوح منجر به گسترش عفونت در بيمارستان شود [15]. اسينه توباکتر بوماني به عنوان يک پاتوژن مهم بيمارستاني ظهور پيدا کرد. به ويژه براي بيماراني که در واحدهاي مراقبتي تحت نظارت شديد قرار داشتند. درمان اين عفونت ها اغلب دشوار است چون ايزوله هاي PDRAB هاي در کل نسبت به چندين آنتي بيوتيک مقاومت دارند [16].

اين ارگانيسم به سفالوسپورين هاي طيف گسترده مقاومت ذاتي دارد، غشاي خارجي آنها نسبت به داروهاي بتالاکتام نفوذپذيري انتخابي دارد و با تغيير پورين هاي غشاي خارجي نفوذ پذيري خود را نسبت به ساير آنتي بيوتيک ها کاهش مي دهد. تمام اين مکانيسم هاي ذاتي باعث مقاومت به آنتي بيوتيک هاي بتالاکتام طيف گسترده مي شوند [17].

اسينه توباکترها ارگانيسم هايي با ويرولانس کم هستن که قادرند در محيط هاي بيمارستاني بخصوص در بخش ها ي مراقبت هاي ويژه عفونت هاي شديد گوناگوني را ايجاد کنند و از محيط هاي مختلف مثل شيرهاي پاستوريزه، غذاهاي فريز شده، هواي بيمارستان ها و بسياري از وسايل مورد استفاده در بيمارستان جدا مي شوند. اين باکتري ها بر روي سطوح خشک تا مدت ها زنده با قي مي مانند. مقاومت بالاي اين باکتري نسبت به شر ايط محيطي (11 روز در رطوبت نسبي ۳۱ درصد و ۴ روز در رطوبت نسبي ۱۰ درصد) امکان حضور اين باکتري را در محيط هاي بيمارستاني افزايش داده است [13]. در ترشحات انسا ني مثل خلط، ادرار، مدفوع و ترشحات واژن يافت مي شوند. بيش از ۲۵ درصد افراد اين باکتري را در سطح پوست و ۷ درصد بزرگسالان و نوزادان در ناحيه فارنژيال دارند [18].

جنس اسينه توباکترشامل باکتري هايي است گرم منفي، پلي مرف، غير متحرک، هوازي اجباري و معمولا کپسول دار که بر روي محيط هاي معمولي آزمايشگاهي به آساني رشد مي کنند. اين باکتري يک درصد از همه عفونت هاي بيمارستاني و چهار درصد از موارد پنوموني هاي بيمارستاني را در بيمارستان هاي آمريکا ايجاد مي کند. يک بررسي در آلمان نشان داد اسينه توباکتر 1/8 درصد از موارد کشت خون مثبت را به خود اختصاص داده و عامل 7/9 درصد از همه مواد عفونت هاي بيمارستاني را در بيمارستان فرانسه ايجاد کرده بود [18]. 20% از باکتري هاي جدا شده در نمونه هاي کلينيکي مجتمع رسول اکرم تهران را در سال 1382 اسينه توباکتر تشکيل داده است دو گونه اسينه توباکتر بوماني و اسينه توباکتر کالکواستيکوس 80 درصد از کل موارد جدا شده را تشکيل مي دهند [19].

مکانيسم هاي مقاومت دارويي

گاهي ممکن است مقاومت همزمان به چند دارو در نتيجه وجود دو يا چند مکانيسم مقاومت با هم به وجود آيد [31]. مقاومت اسينه توباكتر نسبت به كارباپنم ها به واسطه غير فعال شدن آنزيماتيک، فعال شدن مكانيسم پمپاژ دارو به خارج و يا تغيير در سايت هاي هدف دارو و غشاي خارجي باکتري اتفاق مي افتد. شايع ترين كرباپنمازهاي اسينه توباکتر در گروه D بتالاكتامازها (آنزيم هاي OXA) قرار دارند. آنزيم هاي موجود در اين کلاس را مي توان در زير کلاس هاي مختلفي قرار داد که برخي از آنها همانند blaOXA-23-like، blaOXA-24-like، blaOXA-51-like و blaOXA-58-likeدر اسينه توباکتر وجود دارند [47و29].توليد بتالاكتامازهاي هيدروليز كننده كرباپنم ها شايع ترين مكانيسم بروز مقاومت دارويي محسوب مي شود كه چندين نوع از آنها از جمله متالوبتالاكتامازها (MBLs) تا كنون شناخته شده است [47]. blaOXA-23-like  عمدتاً در ايزوله هاي كشورهاي آسيايي شناخته شده ولي مواردي از آن هم از آمريكاي جنوبي و اروپا گزارش شده است. blaOXA-58-like نيز از كشورهاي مختلف اروپايي گزارش شده است [29].blaOXA-24-like  را از آمريكا، آسيا، ايران، بلژيك و چك گزارش نموده اند [29و44]. اين ژنها بر روي کروموزوم باکتري و يا پلاسميد جاي گرفته اند(45). مطالعات انجام گرفته نشان مي دهد که کلاس B آنزيم هاي بتالاکتام يعني متالوآنزيم ها نيز در بوجود آمدن مقاومت به کرباپنم ها در اسينه توباکتر نقش دارند [46].

 

درمان

درمان باکتري هاي غير تخمير کننده اي مانند اسينه توباکتر امروزه با چالش هايي مثل نبود داروهاي جديد همراه است. رژيم درماني رايج متشکل از چند دارو مي باشد که شامل يک آمينوگليکوزيد مانند آميکاسين به همراه يک مهار کننده آنزيم بتالاکتاماز مانند تازوباکتام يا ايمي پنم مي باشد. درمان اسينه توباکترهاي MDR شامل کارباپنم ها مي باشد. براي درمان اسينه توباکترهاي PDR از پلي ميکسين B و کلي ستين استفاده مي شود.

تعاريف واژه ها و اصطلاحات:

MDR (Multi Drug Resistant) = اسينه توباکتر مقاوم به حداقل سه کلاس از آنتي بيوتيک ها از جمله سفالوسپورين هاي نسل سوم، آمينوگليکوزيدها و فلوروکينولون ها

PDR (Pan drug resistant) = اسينه توباکتر مقاوم به تمام داروهاي ضد ميكروبي در دسترس بجز كلي ستين و پلي ميكسين B. البته با توجه به مطالعات صورت گرفته در مناطق جغرافیایی مختلف تعریف PDR متفاوت می باشد

XDR (Extreme drug resistant) = اسينه توباکترهايي که عملاً نسبت به تمامي آنتي بيوتيک ها مقاومند

ESBL (extended spectrum beta-lactamase) = آنزيم هاي بتالاکتامازي که داراي طيف وسيعي هستند

DDST (Double disk Synergy test)=روشي است که در آن از دو ديسک با فاصله مناسب استفاده مي شود.

 

پنج‌شنبه 15 اسفند 1392 :: 21:56 :: نويسنده : labtel

تاريخچه بیماری وبا

  بيماري وبا[1] در نوشته هاي سانسكريت و بقراط به عنوان اسهالي مرگ آور نام برده شده است. در سال 1563 دانشمندي پرتغالي در هندوستان وبا را به عنوان عامل اپيدمي معرفي كرد [1]. بعدها در سال 1854 پزشك ايتاليايي به نامFilippoPacini، اولين گونه ویبریو یعنی ویبریو کلرا[2] را کشف كرد. او محتواي موكوس روده اي قربانيان وبا را با استفاده از ميكروسكوپ بررسي كرد و ويبريوكلرا را در تمام آنها مشاهده كرد [2].

  در همان دوران (1858-1813) فردي به نام John Snow اپيدميولوژي وبا را در چندين شهر انگلستان از جمله بيرمنگلهام، لندن و منچستر بررسي كرد. وبا دهها هزار نفر از مردم انگلستان را در سالهاي 1850-1830 به كام مرگ كشيد. او عقيده داشت كه وبا از طريق گسترش يك سم كشنده در دستگاه هاضمه ايجاد مي شود و هم چنين بيان كرد كه اين سم مي تواند آب آشاميدني را آلوده كند. او خاطر نشان كرد كه استفاده از منابع آبي سالم و به دور از آلودگي با فاضلاب هاي خانگي براي آشاميدن روشي مؤثر براي جلوگيري از اين بيماري مي باشد [2]. تقريباً 30 سال بعد، رابرت كخ[3] كشت خالصي از ویبریو کلرا را روي پليت ژلاتين به دست آورد. در سال 1883 كخ به همراه همکارانش به مصر رفت. در آن جا وبا شيوع پيدا كرده بود و باعث بيماري صدها هزار نفر شده بود. آنها در مطالعه روی قربانیان وبا، در كشت بافت روده آنها باكتري با مشخصات ويژه را پيدا كردند اما قادر به كشت آن نبودند. بعد از آن كخ و گروه كاري اش به هند رفتند و سرانجام توانستند در اواخر سال 1883 كشت خالص ويبريو كلرا را به دست آورند. آنها هم چنين بعضي از خصوصيات باكتري را به اين صورت توصيف كردند:

1) باكتري كمي خميده شكل است.

2) باكتري حركت زيادي دارد و روي پليت هاي ژلاتين حركت سوارمينگ دارد.

3) اين باكتري عامل وبا است [2].

  در سال 1893 وبا در هامبورگ آلمان شيوع پيدا كرد و حدود 8000 كشته بر جا گذاشت. از كخ خواسته شد كه روشي براي بهبود و پاكسازي آب آن منطقه پيدا كند. او پيشنهاد كرد كه منابع آب آشاميدني با استفاده از فيلتراسيون تصفيه شوند تا باكتري ها از آن حذف گردند. هم چنين كخ و همكارانش در آن زمان ويبريوهاي ديگري را نيز در منابع آبي پيدا كردند و بيان كردند كه انواعي از ويبريو هم وجود دارند كه براي انسان بيماريزا نمي باشند. اولين شكل غير بيماري زاي ويبريوها شامل V. fischeri و V. splendidus از محيط هاي آبي توسط ميكروبيولوژيستي به نام Beijerinck  در اواخر سال 1880 كشف شد [2].

  بيماري وبا همواره از كشورهاي آسيايي به قاره هاي ديگر انتشار يافته است و تا سال 1923 شش بار وبا به صورت پاندمي در آمد. در كل تا كنون 8 پاندمي از وبا در تاريخ جهان گزارش شده است كه نتيجه آن هزاران مرگ و مير و تغييرات بزرگ اجتماعي- اقتصادي بوده است. عوامل اتيولوژيك 4 پاندمي اول نامشخص است. پاندمي اول بين سالهاي 1817 تا 1823 اتفاق افتاد كه طي آن بيماري به بسياري از كشورهاي آسيايي گسترش يافت. پاندمي دوم در بين سالهاي 1826 تا 1837 ادامه يافت و كشورهاي اروپايي و شمال آمريكا را نيز در بر گرفت. پاندمي سوم بين سالهاي 1852 تا1859 ادامه يافت و انگليس و آمريكا را نيز در بر گرفت. پاندمي چهارم و پنجم از سال 1864 تا 1896 جريان داشت. در پاندمي پنجم كه بين سالهاي 1883 تا 1896 بود، رابرت كخ براي اولين بار عامل مولد بيماري را جدا كرد و بالاخره پاندمي ششم و هفتم نيز به وقوع پيوست. پاندمي ششم از 1899 شروع و تا سال 1923 ادامه يافت و پاندمي هفتم از 1961 شروع شد و تا سال 1992 ادامه يافت. پاندمي هفتم از جزيره سولاوري در اندونزي شروع شد و عامل آن ويبريو کلرا بیوتایپ  التور بود (در حالیکه پاندمی های 5 و 6، بیوتایپ  کلاسیک بودند). در اواخر سال 1992 بيماري وبا به شكل اپيدميك در مدرس[4] هند و جنوب بنگلادش گزارش شد و عامل مولد بيماري، ويبريو كلرا O139 تحت عنوان "سويه بنگال"[5]  شناسايي شد و علائم كلينيكي بيماري كاملاً تيپيك و مشابه ويبريو التور بود و برخی آن را عامل ايجاد كننده پاندمي هشتم مطرح می کنند [3, 4].

  طي سالها، ساختار و عملکرد توکسين ويبريو کلرا مورد بررسي قرار گرفت. اين مطالعات به منظور درک بهتر پاتوژنز اين باکتري صورت گرفته است. يکي از مهمترين يافته ها در تکامل سويه هاي پاتوژنيک ويبريو کلرا کشف اين مطلب است که بسياري از عوامل بيماريزاي ويبريو کلرا توسط عناصر ژنتيکي متحرک از قبيل جزایر پاتوژنیسیته[6] و باکتریوفاژ کد مي­شود. اين يافته امکان ظهور سويه­هاي اپيدميک جديد ويبريو کلرا را آشکار مي­سازد. انتقال افقي عناصر ژنتيکي اين باکتري بواسطۀ ظهور سويه­هاي جديد ويبريو کلرا پاتوژنيک که به سروگروپ غير  O1 تعلق داشته­اند مشخص شده است.

[1] cholera

[2] Vibrio cholera[4] Madras

[5] Bengal

[6] Pathogenicity Island

مقاومت آنتی بیوتیکی در مایکوباکتریوم توبرکلوزیس

مقدمه

صد و بیست و نه سال بعد از کشف باسیل سل توسط رابرت کخ در 1882 میلادي این ارگانیسم هنوز هم  بر زندگی بشر تاثیر گذار است .امروزه از هر سه نفر جمعیت جهان، یک نفر به باسیل سل آلوده است و در هر ثانیه یک نفر به تعداد آنها افزوده میشود.  بر طبق اطلاعات موجود، 50 میلیون نفر از افراد ذکر شده، به باسیل سل مقاوم به چند دارو MDR-TB)) آلوده هستند. در حال حاضرگسترش سویه هاي مقاوم به دارو به یکی از مشکلات اساسی در سطح دنیا به ویژه در کشورهاي در حال توسعه تبدیل شده است.  ظهور باسیلهایی با مقاومت گسترده (XDR-TB) علاوه بر موارد مقاوم به چند دارو MDR-TB)) و به تازگی موارد مقاوم به تمام داروها (TDR-TB) کنترل و مهار جهانی سل را پیچیده تر کرده است. مقاومت مایکوباکتریوم به داروهاي ضد سل بیشتر با جهش در ژنهاي کدکننده مولکولهاي هدف داروایجاد میشود.

 در بیمارن سل مقاوم به دارو MDR مقاومت هم زمان به حداقل دو داروی ریفامپین و ایزونیازید ( از داروهای خط اول درمان) دیده می شود. دارهای خط اول درمان شامل فلورکینول ها، آمیکاسین، کانامایسین، اتیونامید، کاپرئومایسین، سیکلوسرین  و PAS می باشند.

XDR  نوعی از مقاومت می باشد که علاوه بر مقاومت MDR سویه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس به یک فلوروکینولون و حداقل یک آمینوگلیوکوزید مقاوم باشند.

داروهاي ضدسل در حالیکه مایکوباکتریوم توبرکلوزیس پاتوژن را از بین میبرند، موجب انتخاب باکتريهاي مقاومی که این داروها علیه آنها بی تاثیر است، میشوند. بر اساس اعلام وزارت بهداشت و درمان در سال1388   شیوع بیماري سل در ایران  7/13مورد درصد هزار نفر بوده است. هم چنین میزان سل مقاوم به چند دارو (MDR-TB) در سال 1375 5% اعلام شده است.

 

منابع

1- پریسا طهماسبی، تعیین مقاومت به آمیکاسین در سویههاي مایکوباکتریوم توبرکلوزیس MDR به روش PCR-RFLP

2-  کیمیا تقوی، مایکوباکتریوم توبرکلوزیس مقاوم به دارهای خط اول

پنج‌شنبه 17 بهمن 1392 :: 09:44 :: نويسنده : labtel

بررسي نقش ژن هاي 0605 HP و 0971 HP پمپ هاي افلاکس در مقاومت هليکوباکترپيلوري به مترونيدازول

زمينه: مقاومت دارويي در هليکوباکتر پيلوري يک عامل مهم شکست درمان مي باشد. پنج خانواده از پمپ هاي افلاکس چند دارويي در باکتري ها شناسايي شده است. پمپ هاي RND (Resistance/Nodulation/Division)  عمدتا در باکتري هاي گرم منفي يافت مي شوند. TolC از اجزاي پمپ هاي RNDبوده و در ايجاد مقاومت دارويي اهميت دارد. نقش مقاومت دارويي پمپ هاي RND در هليکوباکترپيلوري تا کنون ثابت نشده است. در اين مطالعه، نقش دو ژن هومولوگ TolC در مقاومت هليکوباکتر پيلوري به مترونيدازول، از طريق ارزيابي افزايش بيان ژن بررسي شده است. مواد و روش‌ها: RNA پنج سويه هليکوباکترپيلوري مقاوم به مترونيدازول، در غلظت هاي کمتر از حداقل غلظت مهاري (MIC) استخراج شد. RNA با DNase تيمار گرديد، سپس به cDNA تبديل شد. واکنش RT-PCR براي ژن هاي 0605 HP،0971 HP انجام شد. ميزان بيان اين ژن ها با نرم افزار لاب آنالايزر (Lab analyzer) ارزيابي گرديد. يافته‌ها: در اين مطالعه، نقش ژن هاي 0605 HP و 0971 HP در مقاومت دارويي هليکوباکترپيلوري بررسي شد. در پنج نمونه با افزايش غلظت مترونيدازول، افزايش بيان 0605 HP مشاهده شد. سه نمونه بيان 0971 HP را نشان دادند. يک نمونه تنها در غلظت مترونيدازول معادل 16 ميکروگرم بر ميلي ليتر بيان0971 HP داشت. اما در دو نمونه ديگر با افزايش غلظت آنتي بيوتيک، افزايش بيان 0971 HP مشاهده گرديد. نتيجه گيري: مطابق نتايج اين مطالعه، هر دو ژن با افزايش غلظت مترونيدازول، افزايش بيان داشتند. بنابراين افزايش مقدار اين دارو بر سيستم افلاکس هليکوباکترپيلوري در سطح نسخه برداري سلولي موثر مي باشد.

 كليد واژه: هليکوباکترپيلوري، پمپ افلاکس، TolC، مترونيدازول

شيرازي محمدحسن دانشکده بهداشت و انستيتو
تحقيقات بهداشتي، دانشگاه علوم پز شکي تهران

چهارشنبه 25 دی 1392 :: 08:36 :: نويسنده : labtel

فصل28

مورای 2013

ويبريو و آئروموناس

دومين گروه اصلي از باسيل‌هاي گرم منفي تخميري و بي‌هوازي اختياري جنس‌هاي ويبريو و آئروموناس مي‌باشند. اين ارگانيسم‌ها زماني در خانواده ويبريوناسه قرار مي‌گرفتند و بر اساس واكنش مثبت اكسيداز  و وجود تاژك قطبي از انتروباكترياسه جدا مي‌شدند. اين ارگانيسم‌ها همچنين به دليل اينكه بيشتر در آب يافت شده و قادر به ايجاد بيماري روده‌اي مي‌باشند با همديگر طبقه‌بندي مي‌شدند. به هر حال روش‌هاي مولكولی بيولوژي مشخص نموده اند كه اين جنس‌ها ارتباط كمي با هم داشته و به خانواده‌هاي مجزايي تعلق دارند. امروزه ويبريو و آئروموناس به ترتيب در خانواده‌هاي ويبريوناسه و آئروموناداسه طبقه‌بندي مي‌شوند (جدول 1-28). با وجود اين سازماندهي مجدد در طبقه‌بندي،‌ بهتر است اين باكتري‌ها با هم بررسي شوند، چون آنها اپيدميولوژي و دامنه بيماري‌هاي مشابه دارند.

جدول 1-28

ارگانیسم

ريشه تاريخي

ويبريو

ويبريو، تحرک بالا يا لرزش (تاژك قطبي عامل حركت سريع مي‌باشد).

 

ويبريوكلرا

كلرا، وبا يك بيماري روده‌اي

ويبريو پاراهموليتيكوس

پارا، در مقابل، همو، ‌خون، ليتيكوس ليز كننده (ليز كننده   خون سويه‌هاي كاناگاوا مثبت هموليتيك مي‌باشند).

 

ويبريو ولنيفيكوس

ولنيفيكوس، مرتبط با زخم (در ارتباط با عفونت‌هاي زخم مي‌باشد).

آئروموناس

‌آئرو، گاز يا هوا، موناس، واحد یا موناد (باكتري توليد   كننده گاز)

 

آئروموناس كاويه

كاويه، خوكچه هندي (اولين بار از خوكچه هندي ایزوله شده)

آئروموناسي هيدروفيلا

هيدرو، آب، فيلا،    دوست داشتن (آبدوست)

 

آئروموناس وروني

وروني، به خاطر باكتري شناسي به نام ورون نامگذاري شده است.

 

 

ويبريو

جنس ويبريو در سال‌هاي اخير دچار تغييرات زيادي شده است. همچنين تعدادي از گونه‌هاي كمتر شايع توصيف و يا دوباره طبقه‌بندي شده‌اند. امروزه جنس ويبريو شامل بيش از 100 گونه باسيل خميده مي‌باشد. تعدادي از گونه‌ها در ارتباط با بيماري‌هاي انساني مي‌باشند ولي سه گونه آنها پاتوژن‌هاي اصلي در انسان هستند (جدول 2-28)؛ ويبريوكلرا (كادر 1- 28)، ويبريو پاراهموليتيكوس (كادر 2-28) ويبريو ولنيفيكوس (كادر 3-28).

جدول 2- 28

گونه‌هاي ويبريو كه مرتبط با بيماري انساني مي‌باشند.

گونه

منشاء عفونت

بيماري باليني

ويبريوكلرا

آب، غذا

گاستروانتريت، باكتريمي

ويبريو پاراهموليتيكوس

صدف،‌ آب دريا

‌گاستروانتريت، عفونت زخم، باكتريمي

ويبريو ولنيفيكوس

صدف، آب دريا

باكتريمي، عفونت زخم

 

فيزيولوژي و ساختار

گونه‌هاي ويبريو مي‌توانند در بسیاری از محيط هاي ساده و در دامنه دماي وسيع (14 تا 40 درجه سانتي گراد) رشد نمايند. همه گونه‌هاي ويبريو به كلريد كلسيم (NaCL) براي رشد نياز دارند. ويبريو كلرا مي‌تواند در بيشتر محيط ها بدون افزودن نمك رشد نمايد ولي گونه‌هاي ديگر (گونه‌هاي نمك دوست) به افزودن نمك نياز دارند. ويبريوها می توانند دامنه زيادي از PH (براي مثال PH 5/6 تا 9) را تحمل كنند ولي به اسيد معده حساس هستند. در صورتي كه توليد اسيد معده كاهش يابد و يا خنثي گردد، بيماران نسبت به عفونت‌هاي ويبريو بیشتر حساس‌ مي‌شوند.

اكثر ويبريوها داراي تاژك قطبي (براي حركت) و پيلي‌هاي مختلفي مي‌باشند كه براي بيماري‌زايي مهم هستند. براي مثال سويه‌هاي اپيدميك ويبريوكلرا كه عامل وبا هستند. داراي پيلي هم تنظيم شونده با توكسين مي‌باشند (قسمت بعدي را ببينيد). ساختار ديواره ويبريوها نيز مهم مي‌باشد. تمام سويه‌ها داراي ليپوپلي‌ساكاريد O هستنند که شامل ليپيد A (اندوتوكسين)، پلي ساكاريد مركزي و يك زنجيره جانبي O مي‌باشد. پلي ساكاريد O براي تقسيم ‌بندي گونه‌هاي ويبريو به سرو گروه‌ها استفاده مي‌شود. 200 سرگروه‌ از ويبريوكلرا به علاوه چندين سروگروه از ويبريو ولنيفيكوس و ويبريو پارا هموليتيكوس وجود دارند. علاقه به اين دسته بندي بيشتر از دسته بندی آكادميك مي‌باشد. ويبركلراO139  و  O1 توكسين وبا را توليد نموده و در ارتباط با اپيدمي‌هاي وبا مي‌باشند. ساير سويه‌هاي ويبريوكلرا معمولاً توكسين وبا توليد نكرده و باعث اپيدمي نمي‌شوند. ويبريوكلرا سرگروه O1 به سروتيپ‌ها و بيوتيپ‌ها نيز تقسيم بندي مي‌شود. سه سروتيپ اينابا، آگاوا، و هيكوجيما شناسايي شده‌اند. سويه‌ها مي‌توانند بین سروتيپ‌هاي اينابا و اگاوا شيفت داشته باشند. هيكوجيما حالت انتقالي است كه آنتي ژن‌هاي اينابا و آگاوا در آن بيان مي‌شوند. دو بيوتيپ كلاسيك و التور از ويبريوكلرا O1 شناسايي شده‌اند. اين بيوتيپ‌ها براساس تفاوت‌هاي فنوتيپي و مورفولوژيكي به تقسيم بندي‌هاي كوچك‌تري نيز دسته بندي مي‌شوند. هفت پاندمي جهاني ويبريو كلرا ثبت شده است. بيوتيپ كلاسيك سويه‌هاي ويبريوكلرا عامل ششمين پاندمي جهاني بوده‌اند در حالي كه اكثر سويه‌هاي عامل هفتيمن پاندمي بيوتيپ التور بوده‌اند.

ويبريو ولنيفيكوس و ويبريوكلراهاي غير O1 كپسول پلي ساكاريدی اسيدي توليد مي‌كنند كه براي ایجاد عفونت‌هاي منتشره مهم مي‌باشد. ويبريوكلرا O1 هيچ‌گونه كپسول توليد نمي‌كند. به همين خاطر عفونت‌هاي اين سر گروه از روده به جاهاي ديگر بدن منتشر نمي‌شوند.

ويبريوكلرا و ويبريو پاراهموليتيكوس داراي دو كروموزوم حلقوي مي‌باشند كه هر كدام از آنها ژن‌هاي ضروري باكتري را حمل مي‌كند. معلوم نيست كه ساير گونه‌هاي ويبريو ساختار ژنومي مشابه داشته باشند. پلاسميدها مانند پلاسميدهاي مقاومت آنتي بيوتيكي نيز معمولاً در گونه‌هاي ويبريو يافت مي‌شوند.

بيماري‌زايي و ايمني (جدول 3- 28)

باكتريوفاژ CTXØ ژن‌هاي زير واحدهاي توكسين وبا را كد مي‌نمايد (ctxB , ctx A). اين باكتريوفاژ به پيلي هم تنظيم شونده با توكسين (TCP) متصل شده و وارد سلول باكتري شده و وارد ژنوم باكتري مي‌شود.

لوكوس كروموزومي مربوط به باكتريوفاژ ليزوژن داراي فاكتورهاي ويرولانس ديگري نيز مي‌باشد: ژن ace براي انتروتوكسين فرعي وبا، ژن zot مربوط به توكسن زونولا اكلودنس و ژن cep مربوط به پروتئين‌هاي كموتاكتيك مي‌باشد. چندين كپي از اين ژن‌ها در ويبريوكلرا O139 , O1 يافت شده كه بيان آنها در ارتباط با ژن‌هاي تنظيمي مي‌باشد.

جدول 3-28 فاكتورهاي بيماري زايي گونه‌هاي ويبريو

گونه

فاكتور   ويرولانس

اثرات   بيولوژيك

ويبريوكلرا

كلراتوكسين  

افزايش   ترشح الكتروليت‌ها و آب

پيلي   هم تنظيم شونده با توكسين

جايگاه   اتصال CTXØ،   باعث   اتصال به سلول‌هاي مخاطي روده مي‌شود.

پروتئين   كموتاكسي

فاكتور   چسبندگي

انتروتوكسين   فرعي وبا

افزايش   ترشح مايعات روده

توكسين   زونولا اكلودنس(zot)

افزايش   نفوذپذيري روده

نورآمينيداز

با   تغيير سطح سلول‌ها باعث افزايش جايگاه اتصالي GM1 مي‌شود.

ويبريوپاراهموليتيكوس

‌هموليزين   كاناگاوا

انتروتوكسين   القاء كننده ترشح يون كلر (اسهال آبکی)

ويبريبو   ولنيفيكوس

كپسول   پلي ساكاريدي

ضد   فاگوسيتوز

 

سيتولايزين،   پروتئاز ، كلاژناز

باعث   تخريب بافت مي‌شوند.

 

 توكسين وبا يك توكسين كمپلكس A-B مي‌باشد كه از نظر ساختاري و عملكردي شبيه به انتروتوكسين حساس به حرارت اشريشیاكلي مي‌باشد. یک حلقه از 5 زير واحد مشابه B توكسين وبا به گيرنده گانگليوزيد GM1 موجود بر روي سلول‌هاي اپي تليال روده متصل مي‌شود. قسمت فعال ...

 

 

 



ادامه مطلب ...

نمونه سمینار انجام شده

انتقال توکسین های باکتریایی از سیتوزول و  دستگاه گلژی سلول یوکاریوت

خلاصه

تعدادی از توکسین های پروتئینی باکتری ها و گیاهان این امتیاز را دارند که از دستگاه گلژی عبور کرده و  سپس به سیتوزل برسند و در آنجا فعالیت خود را انجام دهند. این توکسین ها شامل توکسین گیاهی ریسین، توکسین های باکتریایی شیگا و کلرا توکسین می باشند. این توکسین ها به لیپید ها یا پروتئین های سطح سلول متصل شده و از طریق روش های آندوسیتوز وابسته به کلاترین یا غیر وابسته به کلاترین وارد سلول می شوند. انتقال معکوس از گلژی به شبکه آندوپلاسمی (ER) در بین این توکسین ها معمول است اما مکانیسم دقیق آن بسته به نوع توکسین و سلول می باشد. در داخل ER قسمتی از توکسین که از نظر آنزمی فعال است، آزاد شده ( آزاد شدن این قسمت به کمک سیستم تجزیه مرتبط با ER انجام می شود) و سپس وارد سیتوزول می شود (1).

مقدمه

تعدادی از توکسین های گیاهی مانند ریسین، آبرین، ویسکومین و مودسین و توکسین های باکتریایی مانند توکسین کلرا، اگزوتوکسین A سودوموناس آئروژینوزا و توکسین های شیگا ( تولید شده توسط شیگلا دیسانتریه و سویه های از اشریشیاکلی) برای دسترسی به سیتوزول از دستگاه گلژی استفاده می کنند (شکل1)...........

 

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران